، سحر توکلی*2
، محمد حسن پورفخاران3
، وحید دامن پاک مقدم3
چاقی به عنوان یکی از شایعترین معضلات سلامت در جهان معاصر، نهتنها پیامدهای جسمانی متعددی از جمله دیابت، فشار خون بالا، بیماریهای قلبی–عروقی، اختلالات اسکلتی–عضلانی و مشکلات تولیدمثل را به همراه دارد، بلکه با تبعات روانشناختی، خانوادگی و اجتماعی گسترده نیز همراه است. افزایش سریع شیوع چاقی در ایران و بهویژه در میان زنان، ضرورت بررسی دقیقتر دلایل گرایش به روشهای درمانی بهویژه جراحیهای چاقی را برجسته کرده است. با وجود اینکه درمانهای غیرتهاجمی مانند رژیم غذایی، فعالیت جسمانی و اصلاح رفتار از اصلیترین توصیهها برای مدیریت چاقی هستند، اما میزان موفقیت بلندمدت آنها محدود بوده و بسیاری از مبتلایان پس از کاهش وزن اولیه مجدداً با بازگشت وزن مواجه میشوند. در چنین شرایطی، جراحیهای چاقی نظیر اسلیو گاسترکتومی به عنوان مؤثرترین و سریعترین مداخله درمانی در موارد چاقی مرضی مطرح شده و محبوبیت فزایندهای پیدا کرده است. افزایش تقاضا برای جراحی چاقی بهویژه در زنان، پژوهشگران را بر آن داشته تا عوامل زیربنایی و چندبعدی این گرایش را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.
پژوهش حاضر با هدف تبیین علل گرایش زنان به جراحی چاقی در شهر قم و با رویکرد کیفی و روش نظریه دادهبنیاد انجام شد. با توجه به اینکه رویکرد کیفی امکان درک عمیقتر از تجارب زیسته افراد را فراهم میکند، این روش برای موضوعاتی که عوامل متعدد و درهمتنیده دارند، گزینهای مناسب به شمار میرود. دادههای پژوهش از ۱۹ مصاحبه عمیق و بدون ساختار با زنانی که بین یک تا دو ماه پیش جراحی اسلیو انجام داده بودند گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند آغاز و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبهها ضبط، پیادهسازی، کدگذاری و سپس در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
تحلیل دادهها به شناسایی ۸۷ کد اولیه، ۲۱ مقوله فرعی و ۴ مقوله اصلی منجر شد که این مقولهها شامل:
۱. عوامل فردی
۲. عوامل زناشویی–خانوادگی
۳. عوامل فرهنگی–اجتماعی
۴. عوامل سلامتمحور
این چهار مقوله، عوامل علی گرایش به جراحی چاقی را تشکیل میدهند.
عوامل فردی بخش مهمی از دلایل گرایش به جراحی را دربرمیگیرد. شرکتکنندگان بارها به شکستهای مکرر در رژیمدرمانی، نبود اراده کافی برای کنترل خوراک، خستگی از ورزش، تجربه انزوا، کاهش اعتماد به نفس، احساس شرم نسبت به ظاهر، و نیز خودانتقادگری و سرزنشهای مداوم اشاره داشتند. این افراد بیان میکردند که چرخه مداوم «رژیم گرفتن – رها کردن – بازگشت وزن» آنان را دچار فرسودگی روانی کرده و امیدشان به موفقیت در روشهای غیرجراحی را بهشدت کاهش داده است. انزوای اجتماعی و نارضایتی از تصویر بدنی نیز بهطور قابلتوجهی انگیزه برای تغییر سریعتر و ریشهایتر را افزایش داده بود.
در حوزه عوامل زناشویی–خانوادگی، سه محور برجسته استخراج شد: ترس از خیانت همسر، کاهش میل و کیفیت رابطه جنسی، و سرزنش همسر یا اعضای خانواده به دلیل اضافه وزن. بسیاری از زنان متأهل عنوان کردند که احساس میکنند جذابیت خود را برای همسر از دست دادهاند و همین امر باعث سردی رابطه و کاهش صمیمیت شده است. مقایسههای مستقیم یا غیرمستقیم از سوی همسر، فشار خانواده یا تجربه شرم در جمعهای خانوادگی از جمله محرکهای مهم برای اقدام به جراحی چاقی گزارش شد. این یافتهها نشان میدهد که مسئله چاقی در برخی از زنان مستقیماً با احساس امنیت رابطهای و کیفیت زندگی زناشویی گره خورده است.
عوامل فرهنگی–اجتماعی طیف وسیعی از فشارهای بیرونی را شامل میشود؛ از جمله تمسخر دیگران، قضاوت اجتماعی، محدودیت در انتخاب لباس، تأثیر رسانهها بهویژه صفحات مجازی و بلاگرها، و مشاهده موفقیت اطرافیان در جراحی چاقی. بسیاری از مشارکتکنندگان اظهار کردند که نگاه جامعه به افراد دارای اضافه وزن، احساس ارزشمندی و خودپنداره آنان را تضعیف کرده و آنان را تحت فشار قرار داده است. نقش تبلیغات گسترده در شبکههای اجتماعی و نمایش نتایج چشمگیر جراحی نیز بارها به عنوان عامل انگیزشی و تسهیلگر ذکر شد. مقبولیت اجتماعی روزافزون جراحی چاقی و تصویرسازی مثبت از آن در رسانهها، مسیر تصمیمگیری این زنان را هموارتر کرده است.
عوامل سلامتمحور از دیگر دلایل مهم گرایش به جراحی بود. مشکلاتی مانند فشار خون بالا، تنگی نفس، درد مفاصل، کبد چرب، کاهش باروری و خستگی جسمانی از جمله نشانههایی بودند که شرکتکنندگان را نگران آینده سلامت خود کرده بود. بسیاری از آنان اعلام کردند که پزشکان نیز آنها را به کاهش وزن فوری توصیه کردهاند و جراحی چاقی را یک ضرورت پزشکی دانستهاند. این عوامل سبب شده بود که افراد جراحی را نه یک انتخاب زیبایی، بلکه یک ضرورت برای بازگشت به زندگی سالمتر تلقی کنند.
در مدل پارادایمی پژوهش، عوامل علی (۴ دسته فوق) در تعامل با شرایط تسهیلگر شامل حمایت همسر یا خانواده، پیشرفت فناوری جراحی، سهولت دسترسی به جراحان متخصص و تبلیغات گسترده در فضای مجازی، زمینهساز پدیده محوری یعنی اقدام به جراحی چاقی شدند. راهبردهای افراد در مواجهه با چاقی شامل ادامه شیوههای غیرتهاجمی یا انتخاب جراحی بود که اکثریت شرکتکنندگان گزینه دوم را انتخاب کردند. این انتخاب عمدتاً تحت تأثیر انتظارات آنان از پیامدهای مثبت بود.
بر اساس یافتهها، جراحی چاقی پیامدهای مثبتی برای بسیاری از افراد داشت، از جمله: افزایش اعتماد به نفس، کاهش شرم بدنی، بهبود رضایت جنسی، کاهش ترس از خیانت، افزایش توانایی اجتماعی، کاهش اضطراب حضور در جمع، توانایی انتخاب لباس دلخواه و مهمتر از همه بهبود شاخصهای سلامتی. این پیامدها به عنوان تقویتکنندههای روانی و اجتماعی، رضایت از تصمیم به جراحی را افزایش داده بودند.
به طور کلی، نتایج نشان داد که گرایش زنان به جراحی چاقی یک پدیده تکعاملی نیست؛ بلکه حاصل تعامل مجموعهای از عوامل در سطوح فردی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، زناشویی و سلامت است. زنان غالباً زمانی به جراحی روی میآورند که احساس میکنند روشهای دیگر برایشان کارآمد نیست، اعتماد به نفسشان به شدت آسیب دیده، کیفیت رابطهشان تهدید شده، سلامت جسمانیشان در معرض خطر قرار دارد و فشارهای اجتماعی و رسانهای نیز آنان را به سوی این انتخاب سوق میدهد.
پژوهش حاضر با ارائه یک مدل مفهومی جامع میتواند برای متخصصان حوزه سلامت، روانشناسان، درمانگران چاقی و سیاستگذاران سلامت مفید باشد تا با مداخلههای چندسطحی و برنامهریزیشده، از گرایشهای ناسالم یا تصمیمگیریهای عجولانه جلوگیری کرده و همچنین حمایت روانی–اجتماعی مناسبتری برای افراد در معرض تصمیمگیری درباره جراحی چاقی فراهم کنند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |