Asbaghi B, Pourrahim R, Hadi Smkhani Akbarinejhad H. Impact of Acceptance & Commitment Therapy on Emotion Regulation and Sleep Quality of Older Women With Multiple Sclerosis. Qom Univ Med Sci J 2025; 19 (1) : 3084.1
URL:
http://journal.muq.ac.ir/article-1-3983-fa.html
اسبقی بهزاد، پوررحیم رقیه، اسمخانی اکبرینژاد هادی. اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس. مجله دانشگاه علوم پزشکی قم. 1404; 19 (1) :351-363
URL: http://journal.muq.ac.ir/article-1-3983-fa.html
1- گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.
2- گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3- گروه روانشناسی، مؤسسه آموزش عالی نبی اکرم(ص)، تبریز، ایران. ، hadiakbarinejhad@yahoo.com
متن کامل [PDF 5007 kb]
(292 دریافت)
|
چکیده (HTML) (1129 مشاهده)
متن کامل: (276 مشاهده)
مقدمه
کشور ایران در حال تجربه پدیده رو به رشد جمعیت سالمندی است. بنابر آمار بهدستآمده در سال 1395، جمعیت سالمندان ایران 518.871.4 نفر بوده است [1]. با افزایش جمعیت سالمندان، توجه به مشکلات سلامت آنان بیش از پیش ضرورت پیدا میکند [2]. بیماریهای مزمن همچون مولتیپلاسکلروزیس یکی از نگرانیهای مهم در جمعیت سالمندان بوده و شیوع آن یک چالش اصلی در نظامهای مراقبتی سلامت محسوب میشود [3]. بیماری مولتیپلاسکلروزیس میلین سیستم اعصاب مرکزی و نخاع را تخریب میکند [4] و علائمی همچون تاری دید و اختلالات حسی و حرکتی پدیدار میشود [5]. افراد مبتلا به اماس بهدلیل اختلال سیستم ایمنی، در برابر عفونتها آسیبپذیرند [6]. میانگین سنی ابتلا به اماس تقریباً 30 سال است و زنان حدوداً دوبرابر بیشتر از مردان به آن مبتلا میشوند [7]. این بیماری علاوهبر تأثیرات مخرب در زندگی تحصیلی، شغلی [8] و روابط خانوادگی و اجتماعی [9]، همایندی بالایی با اختلالاتی نظیر افسردگی و اضطراب [10]، بدتنظیمی هیجان [11] و کیفیت خواب پایین دارد [12]، که این عوامل نهایتاً به کاهش بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی مبتلایان منجر میشوند [10].
تنظیم هیجان شامل فرایندهایی است که از طریق آنها افراد هیجاناتشان را برای پاسخ به توقعات محیطی هشیارانه و ناهشیارانه تعدیل میکنند [13] و مکانیسمی است که افراد بهواسطه آن (دانسته یا ندانسته) هیجاناتشان را برای رسیدن به پیامد موردنظر تغییر میدهند [14]. اختلال در نظمجویی هیجان غالباً با دشواری و عدم توانایی در مقابله با تجربه و پردازش هیجانها مشخص میشود [15]. نتایج پژوهشها نشان میدهد بین تنظیم هیجان و انواع متغیرهای روانشناختی و اجتماعی نظیر کیفیت خواب در بیماران مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس رابطه معنیداری وجود دارد [11].
کیفیت خواب یک سازه بالینی است و از شاخصهای ذهنی مربوط به چگونگی تجربه خواب ازجمله رضایت از خواب و احساسی که پس از برخاستن از خواب ایجاد میشود، تشکیل میشود [16]. اختلالات خواب در بیماران مبتلا به اماس فراگیر است، بهطوریکه از هر 4 بیمار، 3 بیمار آن را تجربه میکنند. فراوانی اختلالات خواب در بیماران مبتلا به اماس با افزایش سن بیشتر میشود و میزان آن در زنان مبتلا بیشتر از مردان است [17].
ازآنجاییکه بیماری اماس علاوهبر جسم، روان مبتلایان را نیز درگیر میکند، بایستی علاوهبر درمان و پرداختن به مداخلات دارویی و فیزیولوژیکی، مداخلات روانشناختی را نیز موردتوجه قرار داد [18]. در این مورد میتوان به انواع رویکردهای مشاوره و رواندرمانی، ازجمله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اشاره کرد.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد جزو مداخلات روانشناختی برآمده از موج اول رویکرد رفتاری و یک مداخله روانشناختی مبتنی بر شواهد است که راهبردهای پذیرش و ذهنآگاهی را به شیوههای مختلفی با راهبردهای تعهد و تغییر رفتار درمیآمیزد [19]. این درمان به افراد کمک میکند با پذیرش افکار و احساسات بهجای اجتناب از آنها و با آگاهی از ارزشهای اصلی شخصی در زندگی، عملی را انتخاب کنند که مناسبتر و به ارزشهایشان نزدیکتر باشد [20]. این درمان بر کیفیت زندگی و اضطراب مرگ سالمندان [21]، ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به سرطان [22]، بهبود کیفیت خواب سالمندان دارای درد مزمن [23]، کاهش استرس سالمندان مبتلا به بیماری قلبی ـ عروقی [24] و بر اضطراب مرگ، تابآوری و ناامیدی [25] و نشانگان افت روحیه و فاجعهپنداری درد [26] بیماران مبتلا به اماس اثربخش بوده است.
با تغییر رویکرد بیمارینگر و پیدایش دیدگاههای سلامتنگر، شناخت عوامل مؤثر بر غنیسازی زندگی و افزایش ظرفیتها و سرمایههای روانشناختی و یافتن رویکردهای درمانی مؤثر بهمنظور داشتن زندگی آرام و مطمئن برای بیماران از اهمیت ویژهای برخوردار است. باتوجهبه اینکه اماس در بین زنان، حدوداً دوبرابر بیشتر از مردان است [7] و همچنین با توجه به افزایش جمعیت سالمندان ایران و ضرورت پرداختن به مشکلات سلامت آنان و کمبود پژوهش در زمینه اثربخشی مداخلات روانشناختی در بیماران سالمند مبتلا به اماس، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس انجام شد.
مواد و روشها
پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل است که در آن از یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد. متغیر مستقل، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و متغیرهای وابسته، تنظیم هیجان و کیفیت خواب بودند. برنامه مداخله در پاییز و زمستان سال 1402 اجرا شد.
جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان سالمند عضو انجمن اماس شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونهگیری، به روش غیراحتمالی هدفمند انجام شد. پس از اخذ کد اخلاق و کسب رضایت از مسئولین انجمن و بیماران و اخذ رضایتنامه کتبی آگاهانه از بیماران، چون پراکندگی نمره تنظیم هیجان و کیفیت خواب در بین بیماران متنوع بود، تصمیم گرفته شد فقط افرادی وارد مطالعه شوند که نمره تنظیم هیجان و کیفیت خوابشان در یک بازه مشخص قرار دارد تا بتوان آنها را از نظر نمره تنظیم هیجان و کیفیت خواب همتاسازی کرد. بنابراین پرسشنامههای بدتنظیمی هیجان گراتز و رومر و کیفت خواب پیتسبورگ (که توسط بایسه و همکاران طراحی شده است) در بین 189 بیمار توزیع شد و از بین 144 نفر که یک انحرافمعیار بالاتر از میانگین نمره را کسب کردند 30 نفر انتخاب، و بهصورت تصادفی (بهشیوه بلوکسازی) به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند (در پرسشنامه کیفیت خواب، نمره بالاتر نشاندهنده کیفیت خواب ضعیفتر است). ملاکهای ورود به مطالعه شامل تأهل (طلاقنگرفته)، عدم فوت همسر، تحصیلات دیپلم تا فوقدیپلم، سن بین 55 تا 65 سال و ابتلا به بیماری اماس بیش از 4 سال، و معیارهای خروج از مطالعه شامل ابتلا به بیماری جدی بهغیر از اماس، عدم شرکت کامل در جلسات درمانی، استفاده از داروهای روانپزشکی و شرکت در جلسات مشاوره و رواندرمانی فردی و گروهی بود (این ملاکها در مرحله آزمون اولیه در نظر گرفته شدند). جهت تعیین حجم نمونه از معادله برآورد فرمول حجم نمونه فلیس استفاده شد و حجم نمونه با استفاده از نرمافزار جیپاور نسخه 3 و با در نظر گرفتن پارامترهای زیر، 15 نفر برای هر گروه محاسبه شد:
اندازه اثر= 48/0؛ ضریب آلفا= 05/0؛ توان آزمون= 68/0؛ تکرار= 2؛ پارامتر نامرکزی لاندا= 998/11؛ F بحرانی= 465/2؛ df صورت کسر= 1؛ df مخرج کسر= 29؛ توان واقعی= 81/0؛ V پیلایی= 45/0
توضیح اینکه، حجم نمونه بزرگتر از 15 نفر در رواندرمانیهای گروهی ممکن است کیفیت درمان و پویایی گروههای درمانی را پایین بیاورد [27، 28]. اطلاعات جمعیتشناختی که از نمونهها جمعآوری شد شامل سن، مدتزمان ابتلا به بیماری مولتیپلاسکلروزیس و سطح تحصیلات بود. لازم به ذکر است که در پژوهش حاضر ریزش نمونه نداشتیم.
مقیاس بدتنظیمی هیجان
گراتز و رومر مقیاس بدتنظیمی هیجان را در سال 2004 طراحی کردند. این پرسشنامه دارای 36 عبارت است که حداقل نمره آن 36 و حداکثر آن 180 است. پاسخها براساس مقیاس پنجدرجهای لیکرت، از 1 (تقریباً هرگز) تا 5 (تقریباً همیشه) نمرهبندی شدهاند. سؤالات 1، 2، 6، 8، 10، 17، 20، 22، 24 و 34 بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. نتایج مربوط به پایایی در پژوهش گراتز و رومر نشان میدهد این مقیاس دارای همسانی درونی بالایی (برای کل مقیاس) است [28]. در پژوهش امینیان [29] روایی همزمان این مقیاس با پرسشنامه هیجانخواهی زاکرمن قابلقبول گزارش شده است (26/0=r). در پژوهش امینیان [29] پایایی به دو روش آلفای کرونباخ و تصنیف محاسبه شد که بهترتیب 86/0 و 80/0 به دست آمد. همسانی درونی برای کل مقیاس 85/0 تعیین شد [29]. پایایی کل این مقیاس در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 84/0 محاسبه شد.
پرسشنامه کیفت خواب
بایسه و همکاران در سال 1989 این پرسشنامه را طراحی کردند که شامل 19 سؤال و 7 مؤلفه (کیفیت ذهنی خواب، تأخیر در به خواب رفتن، مدتزمان خواب، میزان بازدهی خواب، اختلالات خواب، استفاده از داروهای خوابآور و اختلالات عملکرد روزانه) است. محدوده نمره در هر مؤلفه از صفر تا 21 است؛ بنابراین نمره کل این پرسشنامه از صفر تا 21 خواهد بود. در این شاخص نمره صفر بهمعنای نداشتن مشکل در خواب و نمره 21 بهمعنای داشتن مشکل شدید در همه حوزههاست. نمره کلی بالاتر از 5 بیانگر کیفیت خواب ضعیف است. بهعبارتی، نمرات بالاتر بیانگر ضعیفتر بودن کیفیت خواب هستند. بایسه و همکاران پایایی این مقیاس را 83/0 محاسبه کردند و اعتبار آن با حساسیت 6/89 درصد و ویژگی 5/86 درصد در آزمودنیهای بیمار نسبت به گروه کنترل در سطح مناسب گزارش شده است [30]. کارپنتر و آندریکووسکی پایایی این پرسشنامه را از طریق ضریب آلفای کرونباخ 80/0 ذکر کردهاند [31]. ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺍﻳﻦ پرسشنامه ﺩر ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻗﺮﺍﺭ گرفته و ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ۱۰۰ ﺩﺭﺻﺪ، ﻭﻳژگی ۹۳ ﺩﺭﺻﺪ ﻭ ﺁﻟﻔﺎﻱ کرﻭﻧﺒﺎﺥ 89/0 ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺴﺨﻪ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ پرسشنامه گزﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ [32، 33]. در پژوهش منتظری و همکاران، پایایی کل این پرسشنامه با آزمون آلفای کرونباخ 83/0 به دست آمد [34]. در پژوهش حاضر، پایایی کل این پرسشنامه با آزمون آلفای کرونباخ 83/0 محاسبه شد.
پس از اجرای پیشآزمون، اعضای گروه آزمایش، طی 8 جلسه 90دقیقهای (2 ماه، هفتهای یک جلسه) درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را بهصورت گروهی، طبق برنامه درمانی هایز و لیلیس [19] دریافت کردند (جدول شماره 1)، درحالیکه اعضای گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. برای جلوگیری از تبادل اطلاعات بین افراد گروهها، از آنها خواسته شد تا 3 ماه پس از اتمام درمان، درباره محتوای جلسات با یکدیگر گفتوگویی نداشته باشند. جلسات درمانی توسط یک مشاور با درجه دکتری تخصصی و دو روانشناس بالینی با درجه کارشناسی ارشد در یک مرکز مشاوره خصوصی در شهر تبریز برگزار شد. بعد از اتمام جلسات (پسآزمون) و 3 ماه پس از اتمام درمان (پیگیری)، اعضای هر دو گروه با استفاده از ابزارهای اندازهگیری ارزیابی شدند. جهت جلوگیری از ریزش اعضای گروهها، حین مصاحبه اولیه با تکتک آنها، از اعضا خواستیم تعهد خود را نسبت به شرکت در کل جلسات حفظ کنند، اما به آنها گفته شد که هروقت مایل بودند میتوانند از گروه خارج شوند. این امر در طول جلسات نیز رصد میشد و همبستگی گروهی که بین اعضا ایجاد شده بود مانع ریزش افراد گروه شد.
برای تجزیهوتحلیل آماری از نرمافزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. در این پژوهش از آزمونهای تی مستقل، مجذور کای، تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی استفاده شد. در پژوهش حاضر، سطح معنیداری معادل 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها
اطلاعات مربوط به ویژگیهای جمعیتشناختی زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس در جدول شماره 2 ارائه شده است. سطوح معنیداری بهدست آمده نشان میدهد بین اعضای دو گروه از نظر سن، مدتزمان ابتلا به بیماری مولتیپلاسکلروزیس و سطح تحصیلات تفاوت معنیداری وجود ندارد (05/0P>).
در بررسی پیشفرضهای آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر، آزمون شاپیرو ـ ویلک، آزمون امباکس، آزمون لوین و آزمون کرویت موخلی نشان دادند همه پیشفرضها برقرار هستند؛ ازاینرو میتوان برای آزمون فرضیه پژوهش از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده کرد.
همانطور که در جدول شماره 3 نشان داده شده است، میانگین نمرات تنظیم هیجان و کیفیت خواب در گروه آزمایش و کنترل قبل از مداخله یکسان بوده و بعد از مداخله در گروه آزمایش بهبود داشتهاند و این بهبودی تا 3 ماه پس از درمان و در مرحله پیگیری دارای ثبات است.
در جدول شماره 4 نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر برای متغیرهای تنظیم هیجان و کیفیت خواب ارائه شده است. همانگونه که نتایج نشان میدهد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به بهبود معنیدار تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس منجر شده است.
همانگونه که از نتایج جدول شماره 4 در بعد اثر بینگروهی و همچنین مقایسه میانگینها در جدول 3 مشهود است، بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنیداری وجود دارد؛ به این معنی که در مقایسه با گروه کنترل، مداخله در گروه آزمایش به بهبود معنیداری هم در تنظیم هیجان و هم کیفیت خواب منجر شده است. همچنین مقایسه پیامدها در طول زمان در گروه کنترل نشان داد بین نمرات آزمودنیها در تنظیم هیجان و نیز کیفیت خواب در پیشآزمون، پسآزمون و دوره پیگیری تفاوت معنیداری وجود ندارد؛ به این معنی که در طول زمان، بهبودی که از لحاظ آماری معنیدار باشد، برای این گروه حاصل نشده است. درواقع در این گروه از نظر نمرات تنظیم هیجان و کیفیت خواب بین سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و دوره پیگیری تفاوت معنیداری وجود نداشت (05/0P>)؛ درصورتیکه در گروه آزمایش مقایسه پیامدها در طول زمان نشان داد در هر دو متغیر تنظیم هیجان و کیفیت خواب بین پیشآزمون نسبت به پسآزمون و پیشآزمون نسبت به پیگیری تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0P<). اما بین پسآزمون نسبت به دوره پیگیری تفاوت معنیداری وجود نداشت (05/0P>). این بدینمعنی است که تا زمانی که مداخله بر روی زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس صورت گرفته نمرات آنها در تنظیم هیجان و کیفیت خواب بهبود یافته است و پس از پایان مداخله این بهبودی ثابت مانده و تغییری نکرده است.
نتایج جدول شماره 5 نشان میدهد بین پیشآزمون ـ پسآزمون و پیشآزمون ـ پیگیری تفاوت معنیداری وجود دارد که این نشاندهنده این است که تا زمانی که درمان صورت گرفته بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنیداری از نظر میانگینها وجود داشته و درواقع مداخلهای که بر روی گروه آزمایش انجام گرفته باعث این تفاوت شده است. اما بررسی نتایج در پسآزمون ـ پیگیری نشان داد بین این دو مرحله در بین گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوتی وجود نداشته که این از یکسو نشاندهنده حفظ اثر درمان در طول زمان بوده و از سوی دیگر نشان میدهد تفاوت بین دو گروه به مداخلهای برمیگردد که بر روی گروه آزمایش اعمال شده است، زیرا با اتمام درمان تفاوتی مشاهده نشده است.
بحث
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس بود. تحلیل دادهها نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس تأثیر دارد و تأثیر آن در مرحله پیگیری نیز ماندگار است. همچنین یافتهها نشان دادند تغییرات نمره تنظیم هیجان و کیفیت خواب در زمانهای موردبررسی در گروهها متفاوت بوده و اثر زمان معنیدار است؛ یعنی اثر متقابلی بین زمان و مداخله وجود دارد و با گذشت زمان از شروع مداخله، نمرات تنظیم هیجان و کیفیت خواب بهبود یافتند و تأثیرات ناشی از حضور در گروه آزمایش با نزدیک شدن به پایان مداخله بر روی نمرات تنظیم هیجان و کیفیت خواب افراد در گروه آزمایش مثبت بود. در این راستا میتوان به نتیجه پژوهشهای احمدی و ولیزاده [21]، هاشمی و همکاران [22]، هادی طرقی و مسعودی [23]، کاکاوند و همکاران [24]، اسمخانی اکبرینژاد و همکاران [25]، ناصرینیا و اسمخانی اکبرینژاد [26] اشاره کرد، که بهترتیب نشان دادند درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی، اضطراب مرگ، ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی سالمندان؛ بهبود کیفیت خواب سالمندان دارای درد مزمن؛ کاهش استرس سالمندان مبتلا به بیماری قلبی ـ عروقی؛ اضطراب مرگ، تابآوری و ناامیدی؛ و نشانگان افت روحیه و فاجعهپنداری درد بیماران مبتلا به اماس اثرگذار است. نتیجه پژوهش حاضر بهنوعی همسو با نتایج پژوهشهای مذکور است. در تبیین چنین همسویی در این متغیرها باید اشاره کرد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بهدنبال پذیرش فعالانه توسط افراد است و این چیزی است که این رویکرد با ساختار تبیینشده خویش آن را هدفگذاری و جستوجو میکند. اهداف درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مسیر تغییر بهگونهای است که تغییر در نگرش نسبت به مشکل و عمل متعهدانه را میطلبد، که این عوامل در پژوهش حاضر نیز سبب تأثیرگذاری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شده است. همچنین، دلیل دیگر چنین همسویی این است که همه پژوهشهای مذکور از یک پروتکل درمانی استفاده کردهاند. لازم به ذکر است که در هیچ پژوهشی نتایج مغایر با نتایج پژوهش حاضر به دست نیامده تا دلیل ناهمسویی را مورد بحث قرار دهیم.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بهجای تغییر دادن افکار و احساسات فرد، بهدنبال تغییر رابطه بیمار با این افکار و احساسات است و به این منظور با استفاده از تکنیکهای پذیرش افکار و احساسات بهجای اجتناب از آنها و تکنیکهای ذهنآگاهی بهمنظور افزایش توجه و آگاهی فرد نسبت به افکار، هیجانات و تمایلات، باعث افزایش انعطافپذیری روانشناختی، هماهنگ شدن رفتارهای سازگارانه فرد و افزایش توانایی فرد در جهت فعالیتهای انفرادی و اجتماعی میشود و اضطراب، افسردگی و بهتبع آن، تنظیم هیجان را بهبود میبخشد [35]. یکی از اهداف درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در بیماران، تقویت ذهنآگاهی روشن و غیرقضاوتی بودن درباره آنچه در لحظه قابلدرک میباشد است [19]. ازاینرو، در پژوهش حاضر، با کمک درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تغییرات قابل مشاهدهای در زندگی بیماران و کارکردهای روانشناختی آنها ایجاد شد و با توسعه سازوکارهای دفاعی و کنار آمدن و پذیرفتن مشکلات ناشی از بیماری، افزایش تنظیم هیجان و کیفیت خواب اتفاق افتاد.
نتیجهگیری
نتایج بهدستآمده از پژوهش حاضر نشان داد پس از ارائه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس، تنظیم هیجان آنها به میزان قابلتوجهی نسبت به گروه کنترل افزایش پیدا کرد و کیفیت خوابشان بهبود یافت. بنابراین این نتایج میتواند چارچوبی به درمانگران و متخصصین حوزه سلامت که در ارتباط با این زنان سالمند هستند جهت برنامهریزی مداخلات درمانی بهمنظور بهبود تنظیم هیجان و کیفیت خواب آنها ارائه بدهد.
لازم به ذکر است که پژوهش حاضر از چندین محدودیت برخوردار است که از مهمترین آنها کوچک بودن حجم نمونه بود. همچنین، در این پژوهش جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد که بهدلیل خودگزارشی بودن ابزارها، امکان سوگیری در پاسخدهی محتمل به نظر میرسد. باتوجهبه محدودیت جامعه آماری این پژوهش، پیشنهاد میشود جهت دستیابی به نتایج دقیقتر بهمنظور بهکارگیری یافتهها، مطالعات آتی با تعداد نمونههای بزرگتر تکرار شود. همچنین پژوهشگران بعدی در مداخلات درمانی، نسبت به همتاسازی دقیقتر افراد نمونه اقدام نمایند تا بتوان مقایسههای دقیقتری از نتایج به دست آورد. همچنین، پیشنهاد میشود علاوهبر بررسی پرسشنامهای، از سایر روشهای گردآوری اطلاعات نظیر مشاهده و مصاحبه نیز استفاده شود. باتوجهبه نقش مهم زنان در جامعه و خانواده، و ازطرفی لزوم توجه به سلامت جسمانی و روانشناختی زنان سالمند پیشنهاد میشود در کلینیکهای روانشناسی دولتی و خصوصی، از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در زمینه بهبود تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان سالمند مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس استفاده شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
طرح تحقیق در دانشگاه تبریز با کد اخلاق ( IR.TABRIZU.REC.1402.822) تصویب شده است. همه اصول اخلاقی، ازجمله کسب رضایت آگاهانه، رازداری و آزاد بودن برای خروج از مطالعه رعایت شد.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
طرح مطالعه و نظارت بر مطالعه: هادی اسمخانی اکبرینژاد؛ جمعآوری دادهها و نگارش: همه نویسندگان؛ تجزیهوتحلیل دادهها: بهزاد اسبقی و رقیه پوررحیم.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از شرکتکنندگان در پژوهش حاضر تقدیر و تشکر میکنند.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشي |
موضوع مقاله:
روانشناسی دریافت: 1403/4/25 | پذیرش: 1403/11/23 | انتشار: 1404/1/10