1- گروه تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه لرستان ، fathi.m@lu.ac.ir
2- گروه تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه لرستان
متن کامل [PDF 543 kb]
(1567 دریافت)
|
چکیده (HTML) (5377 مشاهده)
متن کامل: (1994 مشاهده)
مقدمه
براساس گزارشها در سال 2010 برآورد گردید هرساله حدود 650000 بیمار جدید مبتلا به دیابت در آمریکا تشخیص داده میشود (1). طبق مطالعات انجامشده، میزان ابتلا به دیابت در ایران بالا بوده و روندی افزایشی دارد که بیشتر آنان، ساکن شهرها و یکسوم ساکن روستاها هستند و از این تعداد 90 % دیابت نوع 2 دارند. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی و فدراسیون جهانی دیابت (IDF International Diabetes Federation,) در سال2010 میلادی، تعداد بیماران دیابتی در سراسر جهان نزدیک به 240 میلیون نفر برآورد شد و پیش بینی شده است تا سال 2025 میلادی این میزان به 300 میلیون نفر برسد (2). در سالمندان، دیابت شایعتر است؛ بهطوریکه 50 % افراد بالای 65 سال، درجاتی از عدم تحمل گلوکز را تجربه میکنند. مشخص شده است دیابت در آمریکا مهمترین علت نابینایی (در بین افراد 74-25 سال) و علت قطع عضو بوده و 35 % مبتلایان به نارسایی مزمن کلیوی و دیالیزی نیز افراد دیابتی هستند. بهعلاوه، افراد دیابتی دو برابر بیشتر از افراد عادی در معرض ابتلا به سکته مغزی قرار دارند. با توجه به اهمیت پیشگیری کنترل و اثرات جانبی شیوههای دارویی در افراد دیابتی، همواره تلاش بر این است که راهکارهایی مطلوب با اثرات جانبی کم، مؤثر و مفید مورد استفاده قرار گیرد. در سالهای اخیر فعالیت بدنی (استقامتی و مقاومتی) برای این افراد بهعنوان راهبردی کمهزینه و بدون عوارض جانبی مورد توجه بوده است (3)؛ بهعنوان مثال مشخص شده است فعالیتهای بدنی باعث کنترل وضعیت گلیسمیک افراد دیابتی میشود (4) در یک مطالعه،Sigal و همکاران (سال 2006) گزارش کردند افزایش زمان فعالیت بدنی به 150 دقیقه در هفته، میزان ابتلا به دیابت را 7-5% کاهش میدهد (5). همچنین مطالعات نشان دادهاند کنترل رژیم غذایی و میزان فعالیت بدنی در بیماران دیابتی، نقشی مساوی و مکمل در کنترل دیابت دارد (6)؛ از طرف دیگر، زندگی کمتحرک یکی از عوامل خطرساز ابتلابه دیابت نوع 2 محسوب میشود و فعالیت بدنی منظم علاوه بر ایفای نقش مؤثر در پیشگیری اولیه، از اقدامات سودمند در مدیریت درمان این بیماری نیز به شمار میرود. بیماران دیابتی جهت کنترل بهتر گلوکز خون، میزان چربیهای خون، وزن و فشارخون میتوانند از مزایای فعالیتهای بدنی استفاده کرده و در کنار آن از فواید روانی مانند کاهش اضطراب، افسردگی و بهبود کیفیت خواب نیز بهره گیرند (7).
انواع مختلفی از تمرینات برای افراد دیابتی توصیه شده است. انجمن دیابت کاناداInternational Diabetes Federation) ) و کالج پزشکی - ورزشی آمریکا در دستورالعملهای خود برای پیشگیری و مدیریت دیابت به ترتیب توصیه کردهاند بیماران دیابتی در فعالیت جسمانی با شدت متوسط مانند پیادهروی تند، شنا و دوچرخهسواری به مدت حداقل 150 دقیقه در هفته طی حداقل روز غیرمتوالی شرکت کنند (8،9)، و تمرینات مقاومتی فزاینده بهعنوان بخشی از برنامه فعالیت بدنی آنان باشد (10،11)؛ زیرا شدت فعالیتهای مقاومتی بر بهبود کنترل قند خون تأثیر داشته و زمانیکه شدت این نوع فعالیتها به 90-70% یک تکرار بیشینه برسد تأثیر این فعالیتها مضاعف میشود (12). احتمالاً فعالیت بدنی از طریق تأثیر بر ایزوفروم – 4، انتقالدهندههای گلوکز (Glucose transporter type 4) موجود در عضلات اسکلتی و سوبستراهای گیرنده انسولین IRS-1) Insulin Receptor Substrate 1,) و افزایش توده عضلانی (بیش از 75% برداشت گلوکز ناشی از تحریک انسولین مربوط به بافت عضلانی)، سبب بهبود حساسیت بدن به انسولین میشود (13). مشخص شده است فعالیت مقاومتی از طریق رشد عضلات اسکلتی، حساسیت بدن به انسولین را بهبود میبخشد؛ چراکه متعاقب اجرای فعالیت مقاومتی به دلیل افزایش توده عضلانی خالص، برداشت گلوکز نیز بیشتر میشود (14). احتمالاً شدت فعالیت مقاومتی نسبت به حجم فعالیت در درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، عامل مهمتری است؛ زیرا شدت فعالیت در بهبود مقاومت انسولینی، کنترل متابولیکی و عملکردهای قلبی این بیماران مؤثرتر است (15). حرکات ایستگاهی با اجرای فعالیت مقاومتی علاوه بر کارکردهای ورزشی میتواند کارکردهای تندرستی نیز داشته باشد؛ چراکه در اینگونه برنامههای تندرستی، همزمان تعداد زیادی ایستگاه با حرکات متنوع مقاومتی قابل برنامهریزی است و از این جهت میتوان تعداد زیادی از افراد را وارد یک برنامه فعالیت بدنی کرد. در این پژوهش تأثیر فعالیتهای مقاومتی ایستگاهی بر برخی شاخصهای زنان میانسال دیابتی بررسی گردید.
روش بررسی
جامعه آماری این پژوهش نیمهتجربی را تمامی بیماران زنان میانسال (با میانگین سن 9/44) دیابتی شهرستان خرمآباد تشکیل میدادند. نمونهگیری بهصورت داوطلبانه بود و 16 نفر از مراجعهکنندگان به مراکز درمانی در سطح شهر خرمآباد، اعلام همکاری کردند (انتخاب این تعداد بهعنوان آزمودنیهای این پژوهش براساس امکانات تیم تحقیق، همچنین عدم همکاری سایر افراد دیابتی صورت گرفت.)
برای شروع مطالعه، ابتدا درباره روش تحقیق برای آزمودنیها توضیحات لازم ارائه گردید و از آنان خواسته شد درصورت رضایت در پروژه تشریحشده، فرم رضایتنامه و مشخصات فردی را تکمیل کنند، سپس اندازهگیری و ثبت شاخصهای قد (متر نواری)، وزن (ترازوی Camry مدل EB 9003)، چربی زیرپوستی (کالیپر لافایت) صورت گرفت. براساس روش سهنقطهای
Jakson and Polak (سه سربازو، تحتکتفی و فوقخاصرهایی) و با استفاده از فرمول زیر (16) چگالی بدن و درصد چربی آنان محاسبه گردید.
BD= (سن)*0001392/0- 2(مجموع چربی زیر پوست سه ناحیه)*0000023/0+(مجموع چربی زیر پوست سه ناحیه)0009929/1-0994921/1
%BF=}(/95/4BD) –{5/4* 100
در دو نوبت قبل و بعد، از دوره فعالیت مقاومتی بهصورت ناشتا (حداقل 10 ساعت) از ورید Median Cubital سمت راست تمام آزمودنیها، خونگیری به عمل آمد. در هر نوبت 5 سیسی خونگیری انجام شد که به دو لوله (5/2 سیسی برای هر لوله، جهت ارزیابی A1C و FBS) تقسیم میشدند. نمونهها بین ساعت 10-8 صبح جمعآوری شدند و بعد از جمعآوری نمونههای اولیه، آزمودنیها بهصورت تصادفی به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. آزمودنیها گروه تجربی با چگونگی فعالیت مقاومتی (8 هفته، 3 جلسه در هفته، 8 ایستگاه فعالیت مقاومتی، هرجلسه حدوداً 80 دقیقه) آشنا شدند و تمام مراحل اجرای این نوع فعالیتها برای آنها تشریح گردید. شرکتکنندگان در جلسات ابتدایی با ایستگاهها و اجرای حرکات در هر ایستگاه آشنا شدند. بعد از اطمینان از آشنایی با نحوه اجرای حرکت و کار با وسایل فعالیت مقاومتی برنامه اصلی انجام شد.
مراحل اجرای هر جلسه به شرح زیر بود:
ابتدا آزمودنیها به مدت 10 دقیقه بهصورت عمومی با حرکات سبک، مرحله گرمکردن را انجام دادند، سپس همه آزمودنی در هر ایستگاه قبل از اجرای حرکت اصلی با وزنهایی سبک، عضله درگیر همان ایستگاه را بهطور اختصاصی گرم کردند. در جلسه چهارم برنامه یک تکرار بیشینه برای هر آزمودنی در هر ایستگاه مشخص و مقدار وزنه براساس آن تنظیم گردید. حرکت ایستگاهها طوری طراحی شده بود که فعالیت مقاومتی، عضلات بزرگ بدن را درگیر کند.
ایستگاهها به ترتیب شامل: 1- حرکت نشر از جانب با وزنه؛ 2- حرکت اسکوات؛ 3- حرکت پرسسینه؛ 4- حرکت جلوبازو؛ 5- حرکت پرس سر شانه؛ 6- حرکت همسترینگ؛ 7- حرکت پشت بازو و 8- حرکت نشر خمیده بود. برنامه تمرین در هر جلسه شامل 4-3 دور و هر دور 12-10 تکرار بود شروع با 50% یک تکرار بیشینه) تا به 80% یک تکرار بیشینه برای هر فرد میرسید. 2 دقیقه بین هر حرکت و 3 دقیقه بین هر دوره استراحت میکردند.
هر 2 هفته یکبار آزمون یک تکرار بیشینه اجرا میشد و از این طریق اصل اضافهبار در طول 8 هفته رعایت گردید و از هفته چهارم به بعد، با توجه به پیشرفت آزمودنیها، تمامی حرکات در 4 دور اجرا میشد. مرحله سردکردن نیز 10 دقیقه بهطول میانجامید. در این مدت، آزمودنیهای گروه کنترل در هیچ فعالیت بدنی شرکت نکردند و فعالیتهای روزمره خود را انجام میدادند. 48 ساعت پس از پایان دوره تمرینی، تمام شاخصهای ارزیابیشده در پیشآزمون مجدداً با همان شرایط اندازهگیری شد. همه نمونههای خونی (قبل و بعد از اجرای دوره فعالیت بدنی) در یک آزمایشگاه ارزیابی شدند. برای ارزیابی نمونههای خونی صرفاً از کیتهای شرکت پارسآزمون استفاده شد که به روش کالریمتریک آنزیماتیک (بهوسیله دستگاه هیتاچی، مدل 902) و مقدار A1C با افزودن EDTA (محلول ضدانعقاد) به خون و استفاده از دستگاه DS5 به روش ستون کروماتوگرافی انجام شد. تمامی این مراحل، همچنین تجزیه بیوشیمیایی نمونهها توسط تکنسین آزمایشگاه صورت گرفت. بعد از جمعآوری اطلاعات پیشآزمون و پسآزمون، ابتدا از اطلاعات به دستآمده تفاضل گرفته شد (پسآزمون منهای پیشآزمون). دادهها با استفاده از نرمافزارهایSpss نسخه 22 و Excel، آزمون تی مستقل (جهت ارزیابی تفاوت بینگروههای کنترل و تجربی) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها
با توجه به عدم تفاوت معنیدار در سن (جدول شماره 1)، شاخص تودهبدنی و وزن اولیه در دو گروه تجربی و کنترل (جدول شماره 2)، وزن آزمودنیهای گروه تجربی نسبت به گروه کنترل، بهطور معنیداری (001/0p=) کاهش نشان داد که این موضوع با کاهش معنیداری (001/0= p) درصد چربی بدن، دورکمر (003/0=p) و کاهش غیرمعنیدار شاخص تودهبدنی همزمان بود.
جدول شماره 1: مشخصات آزمودنیها دو گروه کنترل و تجربی پژوهش
آماره
شاخصها |
گروه |
تعداد |
میانگین پیشآزمون |
میانگین پسآزمون |
تفاضل پیش و پسآزمون |
انحراف استاندارد |
| سن |
تجربی |
8 |
- |
- |
5/43 |
2/3 |
| کنترل |
8 |
- |
- |
3/46 |
6/2 |
| قد |
تجربی |
8 |
- |
- |
6/1 |
06/0 |
| کنترل |
8 |
- |
- |
6/1 |
03/0 |
جدول شماره 2: میانگین تفاضلهای پیش - پسآزمون و انحراف استاندارد دو گروه کنترل و تجربی
آماره
شاخصها |
گروه |
تعداد |
میانگین پیشآزمون |
میانگین پسآزمون |
تفاضل پیش و پسآزمون |
انحراف استاندارد |
| قند خون |
تجربی |
8 |
191 |
158 |
33- |
1 |
| کنترل |
8 |
157 |
161 |
4 |
19 |
| هموگلوبین گلیکوزیله |
تجربی |
8 |
1/8 |
2/7 |
7/0- |
2/0 |
| کنترل |
8 |
5/8 |
8/8 |
3/0 |
23/0 |
| شاخص توده بدنی |
تجربی |
8 |
9/22 |
2/22 |
9/0- |
7/0 |
| کنترل |
8 |
1/23 |
3/23 |
1/0 |
8/0 |
| درصد چربی بدن |
تجربی |
8 |
8/37 |
1/36 |
9/0- |
9/0 |
| کنترل |
8 |
3/37 |
2/39 |
1/2 |
1/1 |
| دور کمر |
تجربی |
8 |
97 |
8/94 |
3- |
1/1 |
| کنترل |
8 |
8/96 |
1/97 |
1/2 |
7/2 |
| وزن |
تجربی |
8 |
4/73 |
1/71 |
6/2 |
4/2 |
| کنترل |
8 |
8/73 |
1/76 |
6/2 |
4/2 |
یک دوره فعالیت مقاومتی موجب کاهش معنیداری در میزان گلوکز خون ناشتا (0001/0=p) و هموگلوبین گلیکوزیله (004/0=p) شد؛ درصورتیکه تفاوت معنیداری (63/0=p) در میانگین شاخص تودهبدنی گروه کنترل و تجربی دیده نشد (شکل شماره 1 و 2).
شکل شماره 1: مقایسه میانگین تغییرات شاخصهای وزن (کیلوگرم)، A1C، درصد چربی بدن و دور کمر (سانتیمتر) در گروه کنترل و تجربی پس از 8 هفته فعالیت مقاومتی.
**سطح معنیداری، 01/0p= نسبت به گروه کنترل.
شکل شماره 2: مقایسه میانگین تغییرات گلوکز خون ناشتا گروه کنترل (نمودار سفید) و تجربی (نمودار شطرنجی) پس از 8 هفته فعالیت مقاومتی.
** سطح معنیداری، 01/0p=.
بحث
نتایج این پژوهش نشان داد علاوه بر کاهش میزان قند ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیلهشده در آزمودنیهای گروه تجربی، وزن، میزان چربی، همچنین دورکمر آزمودنیها در اثر 8 هفته فعالیت مقاومتی کاهش مییابد. عوامل متعددی میتوانند این تأثیرات را توجیه کنند. فعالیتهای بدنی موجب تغییرات ترکیب بدن میشود که بخشی از این تغییرات به کاهش درصد چربی و افزایش حجم توده عضلانی برمیگردد. نتایج این پژوهش با بیشتر یافتههای مطالعه Thomas (سال 2010) که یک مطالعه مروری سیستماتیک با عنوان «تعدیل سبک زندگی و عدم تحمل گلوکز در پیشگیری از دیابت نوع 2» بود، همخوانی داشت (17). از آنجا که چاقی و اضافهوزن از فاکتورهای خطرزا ابتلا به دیابت نوع 2 محسوب میشوند و بر پیشرفت (18،19) و درمان دیابت نیز تأثیر منفی دارند؛ بنابراین تأثیر فعالیتبدنی بر کاهش اضافهوزن بهعنوان نشانه مثبت قلمداد میشود. در تأیید این موضوع شواهد اخیر نشان دادهاند کاهش وزن بر بهبود علائم دیابت تأثیر مثبتی دارد (20،21) و مشخص شده است ارتباط مستقیم معنیداری بین شاخص تودهبدن با سندرم دیابت وجود دارد (22)؛ بنابراین فعالیت بدنی از طریق کاهش وزن افراد دیابتی میتواند نقش کنترلی مهمی در برابر دیابت داشته باشد. مطالعات نشان دادهاند همراه با فعالیت بدنی، پیروی از یک دستورالعمل غذایی مناسب در کاهش وزن افراد دیابتی مؤثرتر بوده و این برنامه را کارآمدتر میکند؛ زیرا مداخلات ورزشی که صرفاً برای کنترل گلوکز خون و کاهش خطر امراض قلبی توصیه میشوند (یعنی 150 دقیقه در هفته راه رفتن تند) ممکن است برای کاهش وزن کافی نباشند؛ چراکه میزان بهینه فعالیت بدنی برای کاهش وزن و حفظ آن در دامنه مناسب، بیشتر از مقدار پیشنهادی برای بهبود گلوکز خون و سلامت قلب و عروق است (23). همچنین پژوهشها نشان دادهاند کاهش وزن، زمانی معنیدار میشود که تقریباً 7 ساعت در هفته فعالیت بدنی متوسط تا شدید انجام گیرد (24)، و هزینه انرژی فعالیتبدنی در دامنه 2500-2000 کیلوکالری در هفته باشد؛ درصورتیکه هزینه انرژی به میزان 1000 کیلوکالری در هفته منجر به کاهش وزن چشمگیر نمیشود (25). با توجه به کاهش وزن آزمودنیها گروه تجربی در این پژوهش، بهنظر میرسد فعالیت مقاومتی در این پژوهش به اندازهای بالا بوده که منجر به کاهش وزن آنان شود.
انتقال گلوکز به عضله اسکلتی، از طریق پروتئینهای ناقل گلوکز صورت میگیرد و ناقل گلوکز - 4 (GLUT-4)، مهمترین ایزوفرم در عضله اسکلتی است که فعالیت آن تحت تأثیر روند انقباض و انسولین قرار دارد. انسولین از طریق فعالسازی پروتئینکیناز فعالشده باAMPK (Activated Protein Kinase) باعث جابهجایی GLUT-4 از عمق به سطح میشود (26). عموماً در افراد دیابتی نوع 2، جابهجایی GLUT-4 از عمق به سطح سلول که توسط انسولین تحریک میشود، مختل میگردد. در همین راستا، نتایج مطالعات نشان دادهاند سطوح پروتئین ناقل قند در جوانان ورزشکار در مقایسه با افراد عادی، بیشتر است (27)، همچنین سطوح پروتئین ناقل قند در افراد میانسال دارای فعالیت ورزش و تحمل قند طبیعی، یا کسانیکه تحمل قندشان آسیبدیده و یا مبتلا به بیماری دیابت نوع 2 هستند؛ در مقایسه با افراد عادی افزایش مییابد (28). از اینرو، در افرادیکه فعالیت ورزشی دارند بهعلت افزایش فعالیت پروتئین ناقل قند، حساسیت به انسولین بهبود یافته و فعالیتهای هوازی و مقاومتی، موجب افزایش فراوانی GLUT-4 و جذب گلوکز حتی در بیماران دیابتی نوع 2 میشود (29).
یافتههای پژوهش حاضر در مورد تأثیر فعالیت بدنی مقاومتی بر کاهش قند ناشتا و مقدار هموگلوبین گلیکوزیله با نتایج بیشتر مطالعات همخوانی داشت (35-30). احتمالاً در این پژوهش، بخشی از اثر مطلوب فعالیتهای بدنی بر کاهش گلوکز خون در افراد دیابتی از طریق افزایش انتقال پروتئینهای ناقل قندی (یعنی GLUT-4 از سیتوپلاسم به سطح غشای سلول) قابلتوجیه است (36)، که این تغییر منجر به افزایش حساسیت انسولین و انتقال گلوکز خون به داخل سلولهای عضلانی میشود (37،38). بنایراین، همانطورکه بسیاری از پژوهشها گزارش کردهاند میتوان گفت بین فعالیت بدنی و حساسیت به انسولین، رابطه معنیداری وجود دارد (39). براساس نتایج مطالعات، فعالیتهای بدنی نه تنها از طریق افزایش حساسیت به انسولین (42-40)، بلکه از طریق افزایش فعالیت آنزیم گلیکوژن سنتتاز (43) موجب افزایش برداشت گلوکز خون میشود (37). بهنظر میرسد برخلاف نظرات قبلی در مورد اثربخشتر بودن فعالیتهای هوازی، فعالیتهای مقاومتی نتایج مشابه و حتی بهتری را در افراد دیابتی داشته باشند؛ زیرا نتایج برخی پژوهشها، نشان میدهد فعالیت استقامتی موجب کاهش HbA1c در دامنهایی از 38/1%- 4/0% و فعالیتهای مقاومتی سبب کاهش HbA1c از 33/1%-1/0% میشود؛ پس میتوان گفت تأثیر فعالیت استقامتی و مقاومتی بر کاهش HbA1c تقریباً یکسان است. اما در مورد قند ناشتا مشخص شده است در گروههای دارای فعالیت هوازی، میزان کاهش گلوکز پلاسما در حدود 78/0- میلیمول برلیتر و همین شاخص برای افرادیکه فعالیت مقاومتی داشتهاند 9/0 میلیمول برلیتر بوده که این نشان میدهد فعالیتهای مقاومتی در کاهش گلوکز خون ناشتا کارآمدتر است (44)؛ لذا با توجه به مجموعه این عوامل، میتوان گفت کاهش میزان قند ناشتا خون و میزان هموگلوبین گلیکوزیله در آزمودنیهای این پژوهش، ناشی از مواردی بوده که در بالا شرح داده شد، همچنین شدت و حجم فعالیتهای مقاومتی در پروتکل این پژوهش بهگونهایی بوده که بر عوامل مورد بحث تأثیر داشته است؛ البته در مورد افراد دیابتی باید گفت فعالیتهای بدنی منظم همراه با تغذیه مناسب، یک ابزار بالقوه برای پیشگیری از ابتلا به بیماری دیابت نوع دوم، بهویژه در کسانی است که زمینه ابتلا به دیابت را دارند، همچنین ابزار مناسبی برای کنترل دیابت در افراد مبتلا میباشد (45). با توجه به حجم بالا و شدت تمرینات مقاومتی این برنامه فعالیت مقاومتی پیشنهاد میشود پژوهشی مشابه با حجم و شدت کمتر جهت استفاده افراد مبتلا به دیابت مسنتر صورت گیرد.
در پژوهش حاضر تأثیر این نوع فعالیتها بر مردان ارزیابی نشد که با توجه به تفاوتهای جنسی ممکن است واکنش شاخصهای مطرحشده متفاوت باشد؛ بنابراین نباید نتایج این پژوهش را به مردان نیز تعمیم داد. ازجمله محدودیتهای دیگر اینکه تغییرات بافت عضله مورد بررسی قرار نگرفت؛ زیرا این بافت در اثر فعالیتهای مقاومتی دچار هایپرتروفی میشود.
نتیجهگیری
با توجه به تأثیر فعالیتهای مقاومتی بر بهبود شاخصهای مرتبط با دیابت میتوان نتیجه گرفت این نوع فعالیتها در کنترل دیابت و شاخصهای مرتبط با آن، در افراد مبتلا به دیابت نقش مؤثر و کارآمدی دارد.
تشکر و قدردانی
این پژوهش نتیجه پایاننامه دوره کارشناسی ارشد رشته تربیتبدنی و علوم ورزشی (گرایش فیزیولوژی ورزش) دانشگاه لرستان میباشد.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشي |
موضوع مقاله:
فیزیولوژی ورزشی دریافت: 1395/4/16 | پذیرش: 1395/6/18 | انتشار: 1397/6/24